این بشر عجب چیزیه

وقتی کوچیکیم تو بازی راهمون نمیدن

حتی بعضی وقتها راضی می شی بهترین عروسکت رو قربونی کنی یا بهترین توپ چهل تیکه ات رو که بابات بعد از چهل تا بیست با کلی التماس و تو خاک غلط خوردن و خودتو به زمین زدن واست خریده به راحتی بهشون بدی .خلاصه شاید دلشون واست بسوزه و بعد کلی آویزون شدن و منت، تو بازیشون راهت بدن تازه با این شرط که آقا گرگه بشی و چشم بزاری یا دزد باشی که جلاد با یه سبیل آتشی حالتو جا بیاره. یا اینکه باید کولی بدی. یا...

وقتی که بزرگ می شیم بدون اینکه خودت بخوای تو رو قاطی بازیشون می کنن.

مجبورت می کنن چه بخواهی وچه نخواهی تو بازی کثیفشون بازی کنی . حتی شده نقش یه قربونی رو

یا اینکه اگه تو بازیشون شریک نشی یه خط قرمز روت می کشن و باید محو بشی

لینک
۱۳۸٩/٥/۳۱ - س.م